دانش آموخته دکتری فقه سیاسی جامعة المصطفی العالمیه
چکیده
در این ُجستار، به مبانی و استدلالهای فقهی حق حیات پرداخته میشود. حق حیات بر مبنای کرامت ذاتی انسان یک حق فطری، طبیعی و الهی است. حال پرسش اساسی آن است، وقتی که آدمی از حق حیات فطری و طبیعی برخوردار است، میتواند از این حق هر گونه که بخواهد بهره ببرد؟ به بیان دیگر، آیا میتواند با استفاده از مفهوم «آزادی» و «ح ّق حیات»، پیوندی بین این دو، به نحوی برقرار کند که از حق حیات خود هر گونه استفاده را با توجه به مفهوم آزادی داشته باشد؟ آنچه از مبانی فقهی و استدلالهای قرآنی، روایی و عقلی حق حیات استفاده میشود، اولویت حق حیات بر آزادی است. آزادی به صورت مطلق رابطهای با مبانی فقهی حق حیات ندارد. ح ّد و مرز ِد آزادی حق حیات، هم در عرصه حیات فردی و هم اجتماعی، خو «حق حیات» است